آقای صفار هرندی گفت در آن زمان چیزی تولید نمی شد نه در زمینه مقالات و گزارش های علمی...نه هنری...نه اجتماعی...بعد از چند دقیقه از آقای وزیر درباره آزادی بیان در مطبوعات امروز پرسیدند. جناب وزیر فرمودند هیچ زمانی مطبوعات این همه آزادی بیان نداشته ! امروز می بینیم که روزنامه نگاران به راحتی – دقت کنید به راحتی- به بالاترین مقام اجرایی کشور اهانت می کنند. صفار هرندی تاکید کرد اهانت می کنند و نه انتقاد. وزیر ارشاد گفت روزنامه نگاران ما انتقاد را از مرز تخریب گذرانده اند. او گفت من، شخصا این آزادی را نمی پسندم. این آزادی نیست! به لجن کشیده شدن آزادی است. وزیر ارشاد گفت قاتل آزادی خود آزادی است.
مجری از وزیر ارشاد خواست وضعیت آزادی بیان را در ایران نسبت به سایر کشورها مقایسه کند. وزیر گفت: در کشورهای همسایه هیچ روزنامه نگاری آزادی روزنامه نگاران ایرانی را ندارد! بله ! ایشان فرمودند آنها خوب دغدغه خیلی چیزها را نداشته مثل مسایل اخلاقی، فساد اخلاقی و اهانت به مقدسات. مرزی که در ایران وجود دارد همین مرزهاستو در حقیقت تفاوت آزادی بیان در ایران و سایر کشورها تنها در این مرزهاست.
نکته: کاش آقای وزیر ارشاد مطبوعات امروز را با مطبوعات دوران رضا شاه هم مقایسه می کرد...یا نه...قبل تر...چه اشکالی داشت. بالاخره مقایسه، مقایسه است دیگر. لازم نیست که شرایط مشابه باشد که.
به این ترتیب آماری که در مجامع بین المللی از روزنامه نگاران زندانی و روزنامه های توقیف شده اعلام می شود، باید آمار افراد فاسد و نشریات مروج فساد دانست.
روزنامه نگاران عزیز حالا که دولت این همه رعایت حال شما را می کند...شما هم کمی از به لجن کشیدن آزادی تان کوتاه بیایید!
طی حدود یک ساعتی که از مصاحبه آقای صفار هرندی را دیدم متوجه شدم که ایشان به کلمه " لجن " علاقه وافری دارد و فعل های مختلفی که می شد در آن از لجن استفاده کرد مانند: لجن مال کردن و به لجن کشیدن...را صرف کردند.


